|
|
آدینه 8 مرداد 1389 برابر با 30 ژوئیه 2010
|
|
|
|
|
تاریخ خبر: چهارشنبه 19 اسفند 1388
- کدخبر: 61649
|
| یکی بود که یکی نبود.... |
 |
| |
| ایمیلم را که باز می کنم، چند تا پی ام می پرند گوشه صفحه. آرام و موذی. مثل تلفنی می ماند که ندانی آنورش کیست وچه خبراست."بهزاد مهرانی، روزنامه نگار ، وبلاگ نویس وفعال حقوق بشر در ایران بازداشت شد"بهزاد. بهزاد مهرانی مهربان. که همیشه مرا با دکتر... اشتباه می گرفت. دهانم تلخ می شود. سیگاری می گیرانم. از خودم سوال کنم : مگر بهزاد چه کرده است؟ سوالم مزخرف بنظرم می رسد. این روزها هیچ کاری به دلیل نیازی ندارد.من هم نمی دانم بهزاد چند ساله بود که ناگهان پیر شد. احتمالا حالا دیگر توتم پرستی را درست روخوانی می کند و خیلی از معانی اش را می فهمد. کاش می دیدمش و از او می پرسیدم: هنوز هم بهناز،خواهرش دو سال از او کوچکتر است یا نه؟او که هیچ وقت سیاست را دوست نداشت....ادبیات و فلسفه می بلعید. زندان که باشد دل مویه هایش را از سر خواهد گرفت. می دانم.یا شاید در خاطراتش شبگردی کند. احتمالا هدایت، خاکسار، درویشیان و بهرنگی مرور می کند در ذهنش. اگر ذهنی برایش بگذارند.ابوالفضل عابدینی، محبوبه کرمی، و حسام فیروزی را هم گرفته اند.به همان دلیل بی دلیلی که مهران را بازداشت کرده اند.می توانم بهزاد را تصورش کنم. در سلول انفرادی که اشعار مولانا را زمزمه می کند.یا شایدبه روح شریف پدرش می اندیشد.شاید هم به اندیشه های بارت و فوکو و آلتوسر و لوکاچ و هگل و مارکس ناخنکی می زند.زندانی شدن، این روزها، افتخار است اما اعتبار نیست. عید دارد از راه می رسد.منتظزتان می مانیمتا مثل سبزه سال تحویل از زندان جوانه بزنید و بیائید بیرون.دانه که برای رشد زجر نمی کشد. بهزاد مهرانی، یکی بود که یکی نبود. محمد حسن یوسف پورسیفیدکترای فلسفه علوم رسانهفعال حقوق بشرتهرانهیجده اسفند هزاروسیصد و هشتاد و هشت |
|
| |
|
شما می توانید اخبار روزانه ما را از طریق ای-میل دریافت کنید. جهت عضویت و اطلاعات بیشتر،
اینجا را کلیک کنید
|
|
استفاده از مطالب پارس دیلی نیوز تنها با ذکر منبع
مجاز است |
|
بازگشت به صفحه نخست ◄ |
این خبر را با ای -میل
ارسال کنید و یا در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید:
|
|